سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 1759487

  بازدید امروز : 190

  بازدید دیروز : 456

آموزه - (خودسازی توحیدی!) khodsazitohidi@ کانال تلگرام

 
هر کس جویای حکمت است، باید خاندان مرا دوست بدارد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:29 صبح


غفلت از خودشناسی، یعنی بی توجهی به هویت انسانی و استعداد های عظیم روح خود. انسان مظهر خدا است، یعنی استعداد خدایی شدن دارد، کسی که خودش را نمی شناسد، با هدف زندگی آشنا نیست و تلاشی برای شکوفایی استعدادهای فراوانی که خدای متعال در او نهاده است نمی کند،‌ غافل است.
 
در داستان ها آورده اند که مردی یک روز تخم عقابی را به صورت اتفاقی در دشت پیدا کرد و آن را بی هیچ هدف خاصی و فقط برای اینکه به نوعی از آن محافظت کرده باشد در لانه مرغی گذاشت. چندی بعد جوجه عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد و در تمام زندگی اش همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند.
برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قُدقُد می کرد و گاهی با دست و پا زدن فراوان کمی در هوا پرواز می کرد. سال ها به همین منوال گذشت و عقاب دیگر خیلی پیر شده بود. روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید. او با شکوه تمام، با یک حرکت جزئی بال های طلایی اش برخلاف جریان شدید باد پرواز می کرد.
عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید: این کیست؟ همسایه اش پاسخ داد: این یک عقاب است، سلطان پرندگان. او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم. عاقبت، عقاب داستان ما مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ هم مُرد، زیرا فکر می کرد که یک مرغ است! انسان غافل مانند این عقاب است که ممکن است تا آخر عمر نفهمد که انسان است و با همین غفلت از دنیا برود.
اصولاً یکی از بزرگترین بدبختی ها و مصائب انسان خودفراموشی است، چرا که ارزش ها و استعدادها و لیاقت های ذاتی خود را که خدا در او نهفته و از بقیه مخلوقات ممتازش ساخته، به دست فراموشی می‌سپرد.
خودفراموشی مساوی با فراموش کردن انسانیت خویش است، کسی که هویت انسانی خود را فراموش می کند، تا سرحد یک حیوان درّنده سقوط می‌کند، و همّت اش چیزی جز خواب و خور و شهوت نخواهد بود.
خودفراموشی بدترین زمینه ساز فسق و خروج از طاعت خدا است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:29 صبح


 
انسان در این دنیا به دلیل جهل و ناآگاهی از حقایق زندگی، دچار غفلت های فراوانی است، اما همه این غفلت ها ریشه در یک غفلت راهبردی دارد و آن غفلت از هدف زندگی انسان در این دنیا است.
 
حداقل پنج سوال اساسی در زندگی برای انسان مطرح است که پاسخ به آنها بسیار آگاه و بیدار کننده است، این سوالات و پاسخ به آنها در بحث غفلت زدایی مطرح خواهد شد. اما از میان این سوالات اساسی، سوال از هدف زندگی جایگاه خاصی دارد و بسیار راهگشا است.
 
انسان در ابتدا که هنوز وارد فضای علم و شناخت حقایق و پاسخ به سوالات اساسی زندگی نشده است، حداقل وجود زندگی و خودش را اجمالا درک می کند و می داند که او هست و دارد در این دنیا زندگی می کند.
 
در این فضای علم اجمالی، یک سوال برای انسان مطرح می شود: من در این دنیا چه می کنم؟ هدف زندگی من در این دنیا چیست؟
 
این سوال نقطه آغاز حرکت تکاملی بشر و دروازه ورود به خودسازی و کمال انسانیت است.
 
بعد از اینکه این سوال مطرح شد، با کمی تفحص در اطراف خود درمی یابد که تمام موجودات و مخلوقات این عالم در حال رشد و تکامل هستند.
 
یک شیر ابتدا بچه است و روند تکامل خود را طی می کند تا کاملا استعداد های شیریت در آن ظاهر شود. پلنگ هم همین طور به تکامل می رسد. درخت هم همین طور به تکامل می رسد. یک درخت سیب، ابتدا نهال است و وقتی کاملا رشد کرد و میوه داد، درخت سیب می شود.
 
در کنار این توجه، حس کمال طلبی فطری او نیز کمک می کند تا هدف زندگی در این دنیا را کاملا بشناسد و بداند که  این هدف چیزی جز طی کردن روند تکاملی نیست.
پر واضح است که ما انسان هستیم و باید استعداد های انسانی خود را شکوفا کنیم و به رشد و کمال انسانیت برسیم.
 
این سوال و پاسخ آن انسان را وارد فضای تحقیق در زمینه خودشناسی و علم و دانایی و بیداری می کند. در حالی که اگر این سوال برایش مطرح نشود و در فضای جهل و ناآگاهی بماند، تلاشی برای خودشناسی و خودسازی نخواهد کرد و در نتیجه هلاک خواهد شد.
 
انسان در اثر خودفراموشی، راه کمال و سعادت خود را فراموش کرده، از تمام عوامل رشد انسانی و کمال آور غافل خواهد شد و در نتیجه این غفلت و سرگرم شدن به زندگی عادی مادی و بشری از جرگه انسانیت خارج و با مرگ گم و فراموش می شود.
 
علم، دین، عوامل فرهنگی، کتاب، مطالعه، تحقیق و خودسازی همه برای رشد انسانیت ما است و کسی که غافل است عملا نمی تواند از این عوامل و امکانات معنوی، در جهت رسیدن به کمال و قرب الهی استفاده کند.
 
انسان غافل سفر آخرت را نیز از یاد می برد و در حالی عمرش به پایان می رسد که خود را برای زندگی پس از مرگ و لقای الهی، آماده نساخته است و زاد و توشه سفر آخرت خود را فراهم ننموده است.
فراموشی یاد خود و یاد خدا و یاد مرگ و قیامت، به کلی انسان را از مسیرانسانیت و کمال و سعادت خارج می کند.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:28 صبح



1.  صرف کردن عمر به بیهودگی:
یکی از نشانه‌های غفلت آن است که انسان عمر خود را در اموری صرف کند که نه سودی برای دنیا دارد نه آخرت. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: کفی بالرجل غفلة ان یضیع عمره فی ما لاینجیه.
برای غفلت انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مایه نجات او نیست، ضایع کند .عمر سرمایه انسان برای رسیدن به کمال و سعادت است و انسان بیدار هرگز حاضر نمی شود حتی لحظه ای از عمر خود را به بیهودگی صرف کند. (آمدی، عبدالواحد، شرح غررالحکم، ج4، ص585)
 
2.  همنشینی با فاسدان و مفسدان:
همنشینی با فاسدان و مفسدان و دوری از مجالس اهل عبادت و خداپرستان نیز در کلمات معصومین از نشانه های غافلان شمرده شده است. امام حسن مجتبی (علیه السلام) می‌فرماید: الغفلة ترکک المسجد و طاعتک المفسد. غفلت آن است که مسجد را ترک کنی و از مفسد اطاعت نمایی. (همان)
انسان بیدار و خداپرست هرگز با چنین آدم هایی دمخور و همنشین نمی شود مگر اینکه قصد هدایت داشته باشد.
 
3.  توجّه افراطی به مظاهر زندگی مادی:
بعضی از مردم خیلی به مظاهر مادی زندگی اهمیت می دهند و بیش از حد به تجملات مادی مشغول می شوند، این نوع زندگی باعث می شود که از مسیر کمال و یاد خدا غافل شوند.
قرآن کریم می‌فرماید:  یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّه؛ (منافقون/9)
ای اهل ایمان! مبادا مال و فرزندان تان شما را از یاد خدا غافل کند. کلمه "تلهی "از مصدر "الها"  گرفته شده، و این کلمه به معنای مشغول و سرگرم شدن به کاری و غفلت از کاری دیگر است.

منظور از الهاء اموال و اولاد از ذکر خدا این است که اشتغال به مال و اولاد، انسان را از یاد خدا غافل کند، چون خاصیت زینت حیات دنیا همین است که آدمی را از توجه به خدای تعالی باز می‌دارد) .طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ج19، ص490)


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:28 صبح


هیچ عاملی به اندازه غفلت به انسانیت انسان آسیب نمی زند. غفلت گاهی کل عمر انسان را از بین می‌برد و آدمی را هلاک می کند. آدم غافل یک وقت می‌بینی 80 سال خودش را از دست داده و هیچ بهره ای از عمر خود نبرده است.
دنیا محلی برای کسب کمال و آمادگی و تهیه زاد و توشه برای آخرت است، کسی که 80 سال وقت دارد، ولی خود را برای زندگی پس از مرگ آماده نمی کند، غافل است.
 
جوانی فرصت خودسازی است که آن را با غفلت از دست می دهیم. خداوند به ما عمر محدودی داده تا در آن خود را برای فردای زندگی بسازیم ولی افسوس که در غفلت سپری می شود.
 
غفلت همچون پرده ای می ماند که بر فکر و دل انسان می افتد و آدمی را از دیدن حقایق سرنوشت ساز زندگی محروم می سازد.
قرآن کریم، در این باره می فرماید: برخی انسان ها دل دارند، ولی فهم عمیق و ژرف نگر ندارند، چشم دارند، ولی بصیرت ندارند، گوش دارند، ولی با آن نمی شنوند!
 
در ادامه ی آیه می فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ اینها مثل حیوانات هستند، بلکه از حیوانات نیز پست ترند، اینها همان کسانی هستند که غافلند! (اعراف، 179(
 
یعنی دل دارد، به هوش نیست. مخ دارد، فکر نمی‌کند. زبان دارد، حق را نمی‌گوید. پا دارد، جای خوب نمی‌رود. چشم دارد، مطالعه نمی‌کند. شب‌های طولانی زمستانی را دارد، اما نه سر شب مطالعه می‌کند و نه آخر شب نماز شب می‌خواند. کتاب هست، مطالعه نمی‌کند. استاد هست، با او تماس نمی‌گیرد. چشم دارد، حق با نمی بیند. گوش دارد، حق نمی‌شنود. بعد فرمود: این‌ها چهار پا هستند و بلکه از حیوان بدتراند.
 
غفلت مهمترین عاملی است که آدمی را از کمال باز می دارد، غافل آن چنان حواس خود را صرف امور دون پایه می کند که از امور حقیقی ومطلوب باز می ماند.
 
غافل، مانند شخصی می ماند که خواب است، در حالی که خانه اش در میان شعله های آتش می سوزد.
حضرت علی(ع) می فرمایند: اهل دنیا مانند کاروانی هستند که آنها را می برند، در حالیکه خواب اند و زمانی چشم باز می کنند که عمر به سر آمده و دیر شده و از جوهره انسانیت بی بهره مانده اند. 
 
رسول اکرم (ص) می فرماید:غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی دنیا، پند نپذیرد.
 
در روایت داریم: إِنَّ الْغَفْلَةَ مُصْطَادُ الشَّیطَانِ وَ رَأْسُ کُلِّ بَلِیةٍ وَ رَأْسُ کُلِّ حِجَابٍ. انسان وقتی غافل شد، شیطان او را شکار می کند. وَ رَأْسُ کُلِّ بَلِیةٍ. همه بلاها وقتی به سراغ انسان می‌اید که غافل می شود. وَ رَأْسُ کُلِّ حِجَابٍ. بدترین حجابی است که انسان را از دیدن حقیقت باز می دارد. (مصباح‏الشریعة، ص‏99)
 
پس غفلت در حقیقت گناه مادر و سرمنشأ تمام گناهان و گمراهی های انسان است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:26 صبح



امروز آمریکا و غرب مظهر سرمایه داری و پول پرستی هستند. شما کاملا مستحضر هستید که به همین دلیل آنها منبع شرور و تولید کننده تمام مفاسد و گمراهی های روی کره زمین هستند.

تمام تاثیرات منفی فرهنگی بر انسان های روی زمین، ناشی از فرهنگ غرب و آمریکا است.

امام خمینی ره فرمود: امریکا شیطان بزرگ است. یعنی بزرگترین تاثیرات منفی و شیطانی که به بشر می رسد اکنون از طرف آمریکا است.
 
فلسفه اومانیسم یک علم و اعتقاد ضد انسانی است، زیرا انسان را به صورت یک بشر مادی صرف معرفی می کند و خواسته ها و امیال و آرزوهای او را به دنیا و مادیات و غرایز حیوانی محدود می سازد.

اومانیسم غربی انسانیت و روح انسانی را به کلی نادیده می گیرد و بشریت را در خدمت سرمایه داری، به ابزاری بی ارزش تبدیل می سازد.
 
تمامی فلسفه های مادی بی ارزش و ضد ارزش هستند، زیرا بشریت را از توحید و انسانیت و کمال انسانی دور می کنند و به زندگی حیوانی وامی دارند.
 
در فرهنگ غرب انسان که خلیفه خدا در روی زمین است به همین مقدار می ارزد که لخت شود و برقصد و کالایی مثل پفک را برای فروش بیشتر و تامین منافع سرمایه داران تبلیغ کند.

این نتیجه فلسفه های کفر آمیز لیبرالیسم و امپریالیسم و اومانیسم و مانند آن است. فلسفه های غربی انسان را به حیوانی تبدیل  می کند که در طویله های بسیار مدرن و تمیز و شیک زندگی می کند.
 
انسان تنها در فرهنگ و فلسفه توحیدی اسلام دارای کرامت انسانی است.

انسان از نظر اسلام جانشین خدا در روی زمین است و این استعداد در صورتی به فعلیت می رسد که از طریق توحید و خداپرستی به خدا نزدیک شود.
این فلسفه می تواند با تاثیر گذاری مثبت خود، انسان تربیت کند و انسان ها را به کمال انسانی برساند.
 
در مورد آسیب شناسی هم قابل ذکر است که متاسفانه در فرهنگ فعلی ما نوعی غفلت از نظام تاثیر گذاری و تاثیر پذیری توحیدی وجود دارد و هنوز کلیت جامعه علمی ما به این سطح از دانش و تاثیر گذاری ارتقا نیافته است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:25 صبح



ریشه تمامی بدی ها و شرور در پرستش غیر خدا است. سیستم کفر و شرک تاثیرات بسیار منفی بر انسانیت انسان دارد. قرآن کریم به این تاثیرات به طول مفصل پرداخته است. ما علاوه بر رجوع به قرآن کریم می توانیم این تاثیرات را در جامعه با روش شهودی ببینیم و بررسی کنیم.
 
به یک برهان در این زمینه توجه کنید
 
صغرای قیاس: انسان چون مظهر خدا است، در اثر قرب به خداوند انسانیت اش شکوفا می شود و به کمال انسانی می رسد.

گناه دور کننده انسان از خدا است، پس اثرش این است که انسان را از انسانیت هم دور می کند و باعث سقوط انسانی انسان می شود.
 
کبرای قیاس: هر گناه و بدی و رزالتی، ریشه در کفر و شرک دارد همانگونه که هر خوبی و کمالی ریشه در خداپرستی دارد.

دیدگاه اسلام در خودسازی توحیدی این است که انسان اگر از کفر و شرک تخلیه شود، از تمام بدی ها و رزایل تخلیه می شود و اگر خداپرستی پیشه کند به همه خوبی ها و کمالات می رسد.

تاثیر راهبردی توحید برای تربیت انسان به همین معنا است.
 
درمورد بخشش خداوند در قرآن کریم آمده است: ان ا لله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک. خداوند شرک را نمی بخشد. چرا چون همانطور که توحید تاثیر راهبردی در انسان سازی دارد، شرک هم تاثیر راهبردی در تخریب انسانیت دارد.

گناهانی که تاثیرات جزئی دارند، قابل بخشایش هستند، چون انحراف راهبردی ایجاد نمی کنند، ولی شرک انحراف راهبردی از مسیر انسانیت ایجاد می کند و لذا قابل گذشت نیست.
 
برای اینکه این بحث اثبات شود باید به مصادیق آن اشاره کنیم.

یکی از مفاسد اجتماعی اختلاس است. چه کسی اختلاس می کند؟
آیا یک خداپرست می تواند یا انگیزه ای برای اختلاس دارد؟
اختلاس تنها از دنیاپرستان و پول پرستان بر می آید.
همین طور سایر مفاسد اجتماعی، مانند احتکار یا پول شویی یا رانت خواری یا گران فروشی یا حقوق های نجومی یا سرقت ها یا خریدن رای در انتخابات، دروغ گویی سیاست مداران، فتنه انگیزی فتنه گران و حتی بسیاری از جنایت ها ریشه در پول پرستی و دنیا پرستی و نفس پرستی و مقام پرستی شهرت پرستی و شهوت پرستی و مانند آن دارد.
 
البته ممکن است اشخاصی که این مفاسد را انجام می دهند، نماز هم بخوانند، اما این نشانه خداپرست بودن آنها نیست. خداپرست واقعی کسی است که جز خدا را نمی پرستد.

بعضی ها ارباب متفرق را می پرستند. اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار. مفسدان اجتماعی ارباب متفرق را می پرستند و مشرک هستند اگر چه خودشان خبر نداشته باشند. شرک شر است و ریشه تمامی شرور می باشد.
 
نشانه انسان مومن این است که شدید ترین حبش برای خدا است. الذین آمنوا اشد حبا لله . کسی که اختلاس می کند اشد حبا لله نیست. او عاشق پول و قدرت است. او پول پرست است. نماز خواندن او هم یا ریایی است یا در حاشیه است و یا صرفا از روی عادت است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:25 صبح



برای شناخت تاثیر راهبردی توحید در تربیت انسان باید تاثیر راهبردی کفر وشرک در تخریب انسانیت را هم بررسی کنیم. چون: یعرف الاشیاء به اضدادها.
 
حتی می توان گفت شناخت کفر وشرک مقدم است بر شناخت ایمان و توحید . یعنی اگر کسی با شرک و کفر و تاثیرات آن آشنا باشد، بهتر تاثیر توحید را درک می کند و مسلمان بهتر و معتقد تری خواهد بود.
 
در تلوزیون گاها زندگی کافرانی که به اسلام گرویده اند را به تصویر می کشند. شما ملاحظه می کنید که آنها اعتقادشان  به اسلام حتی از خیلی از ماها قوی تر است و از ما پاک تر و مسلمان تر به نظر می رسند. دلیل آن این است که آنها ابتدا با فضای کفر آشنا شده و با آگاهی به فضای ایمان و توحید گرویده اند.
 
از نظر خود اسلام هم کفر مقدم بر توحید است. انسان  ابتدا باید کافر شود و بعد ایمان اورد. ابتدا باید شرک را از خود تخلیه کند و بعد موحد خالص گردد.

درکلمه توحید نفی شرک مقدم بر اثبات توحید است. شعار اسلام این بود. قولوا لا اله الا الله, تفلحوا. فلاح و رستگاری انسان در گرو این است که انسان از شرک پاک و به توحید آراسته گردد.
 
در آیه الکرسی می خوانیم و من یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی. کفر به طاغوت مقدم بر ایمان به خدا است.
 
حداقل این است که انسان همراه با شناخت ایمان و توحید، حتما کفر و شرک را هم بشناسد تا بتواند با مقایسه عقلانی این دو سیستم به حقانیت سیستم توحید برای تربیت انسان اعتراف کند و با اعتقاد کامل وارد این راه شود.
 
اگر بگوییم خدای متعال عقل را به بشر برای مقایسه میان همین دو سیستم و درک حقانیت توحید و انتخاب آن داده است، سخن گزافی نگفته ایم.

خدای متعال که می گوید: افلا تعقلون. چرا تعقل نمی کنید؟ منظورش تعقل میان کفر و ایمان، شرک و توحید است. تا با مقایسه آثار منفی و مثبت این دو راه بر انسانیت انسان، آدمی به انتخاب برسد و بتواند تصمیم بگیرد.

انسان در اثر تعقل و مقایسه میان کفر و ایمان به انتخاب می رسد و ایمان می آورد و عملا در راه خداپرستی حرکت می کند و به مقصد انسانیت می رسد.

العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان. عقل پس از مطالعه و مقایسه، در نهایت شما را به بندگی خداوند رحمان فرا می خواند و راه بهشت را به روی شما خواهد گشود.

آثار توحید و شرک به طور مفصل در قرآن کریم آمده است و اکنون ما در مقام توضیح این آثار نیستیم.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 95/11/27::: ساعت 8:24 صبح

تبلیغ توحیدی دین!
 
 به این دلیل که توحید و خداپرستی روح و راهبرد اصلی دین اسلام است، بر تمام مبلغان دینی لازم است که راهبرد تبلیغات دینی خود را توحید و خداپرستی قرار دهند. البته محتوای تبلیغ می تواند موضوعات مختلف باشد و اقدامات علمی و عملی فراوانی درمسیر خودسازی وزندگی توحیدی آموزش داده شود، اما همه این آموزش ها باید در قالب و راهبرد توحید انجام شود، تا موثر باشد.

توحید تنها روشی است که می تواند انسان تربیت کند و ما را به کمال نهایی خود برساند. هدایت گران دینی بیش از پیش باید در این زمینه مهارت داشته باشند و مردم را به توحید و خداپرستی و دوری از شرک و پرستش غیر خدا دعوت نمایند.
 
مردم ما نماز می خوانند و روزه می گیرند و بسیاری از واجبات ومناسک دین را انجام می دهند، اما به خوبی با روش جهاد و مبارزه با شرک و مظاهر و تبعات آن آشنا نیستند، در حالی که دین داری و بندگی با مبارزه و جهاد اکبر و کبیر، شروع می شود. این موضوع باعث می شود کارهای مثبتی که انجام می دهند، چندان موثر نباشد.
 
خداپرستی در صورتی موثر است و انسانیت را رشد می دهد، که خالص باشد. اخلاص شرط توحید است. ما از کلمه لا اله الا الله آموخته ایم کسی که به سوی خدا می رود در قدم اول باید  از شرک تخلیه شود و بعد با خداپرستی خالصانه به خدا نزدیک گردد. این نوع پرستش است که انسان ساز است و آدمی را به آزادی انسانی و اختیار و معرفت واقعی و مقامات بلند عرفانی می رساند.
 
خیلی ها سوال می کنند که چرا ما پنجاه سال نماز می خوانیم و عبادت می کنیم اما به جایی نمی رسیم . تاثیر این عبادت ها در ما خیلی ملموس و آشکار نیست.
پاسخ آن است که این عبادت ها، به این دلیل که معمولا با شرک و گناه که مظهر شرک است، همراه است، بی خاصیت می شود. شرط عبادت تاثیر گذار، اخلاص در نیت و خالص شدن عمل از هرگونه شرک و گناه است.
 
ما باید به مردم روش درست پرستش خدا و عبادت خالصانه را بیاموزیم و به آنها یاد بدهیم که چگونه خود را از شرک و پرستش غیر خدا تخلیه نمایند. تا کارهای پرستشی و مثبتی که انجام می دهند تاثیرات آنرا به صورت ملموس در خود و زندگی خود حس کنند.
یک عالم دینی باید متخصص پرستش باشد، یعنی هم پرستش غیر خدا را بشناسد و با انواع و آثار آنها آشنا باشد و هم در طریقه صحیح و گستره پرستش خداوند یکتا، مهارت داشته باشد و از این طریق بتواند انسان شایسته و سالم و کامل تربیت کند.

در پایان تذکر می دهم که توحید همان ثقل اکبر و صراط مستقیم الهی است که باید هر مسلمان با حقیقت آن آشنا باشد. اما این موضوع نباید باعث شود که ما از اهمیت و تاثیر و نقش ولایت غافل شویم.
ولایت شرط توحید است و بدون آن هیچ کسی به وصول نخواهد رسید. اما خوشبختانه در تبلیغات دینی ما موضوع ولایت چندان غریب نیست و به آن پرداخته می شود.
مردم ما به اهمیت موضوع ولایت تا حدی واقف هستند، آنچه در حوزه و جامعه و فرهنگ ما مورد غفلت قرار دارد، حقیقت توحید و تفکر توحیدی و زندگی توحیدی است.
قرآن کریم کتاب توحید است، گاهی انسان می اندیشد که این کتاب مقدس هنوز محجور مانده و خاک می خورد و کسی حاضر نیست آنرا به درستی تلاوت کند و گوهر توحید را از عمق آن استخراج نماید و آنرا که دوای تمام دردهای بشر و مایه تمام کمالات انسان است، بیاموزد و بیاموزاند.
شنیدم که به تازگی حضرت آیت الله وحید خراسانی به یکی از مشاهیر تبلیغ فرموده بودند: من فکر می کنم که قرآن هنوز باز نشده و دست نخورده مانده است. بیایید برای این موضوع چاره اندیشی کنیم.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: یکشنبه 95/11/24::: ساعت 11:7 صبح

برای ورود به خودسازی توحیدی لازم است به ده سوال سرنوشت ساز و بنیادین زیر پاسخ دهیم تا فضای بحث برای ما باز شود.

مقدمه: کمال انسان از طرح پنج سوال اساسی زندگی وپاسخ به آنها شروع می شود.

من کیستم؟ هدف زندگی چیست؟ چه کسی مرا آفریده است؟ سرانجام من چه خواهد شد؟ چه باید بکنم؟

ما این پنج سوال را به ده سوال گسترش داده ایم تا فضا سازی بهتری انجام شود.

 

سوال اول: هدف زندگی چیست؟

در ابتدا انسان تنها هستی خودش و زندگی را درک می کند. یعنی درک می کند که من هستم و زندگی هم هست. در نتیجه اولین سوالی که برایش ایجاد می شود این است که با خود می گوید: من در این زندگی چه می کنم و هدف زندگی چیست؟

پاسخ: ما به این دنیا آمده ایم تا به کمال انسانی برسیم.

این سوال و پاسخ آن خیلی مهم است زیرا اولین قدمی فکری و شناختی است که انسان به سوی کمال برمی دارد.

پاسخ به این سوال سخت نیست، انسان با کمی دقت در اطراف خود روند تکاملی اشیاء پیرامون خود را می بیند و به پاسخ این سوال می رسد. کمال.

ما روزی در رحم مادر بودیم و فرایند تکامل جنینی را طی کردیم و بعد در این دنیا متولد شدیم و پس از هفتاد هشتاد سال که در این دنیا عمر می کنیم، یک روز هم از این دنیا می رویم و به عالم آخرت منتقل می شویم.

همان طور که یک شیر باید روند تکاملی را طی کند و با شکوفا شدن استعدادهایش به شیر واقعی تبدیل شود. باصطلاح شیریت او به کمال برسد. یک پلنگ هم همین طور. یک درخت سیب هم تا نهال است به آن درخت سیب نمی گویند، وقتی می توان به آن درخت سیب گفت که بزرگ شود و واقعا سیب تولید کند.

انسان هم مانند دیگر مخلوقات لازم روند تکاملی انسانیت را طی کند و استعدادهای انسانی اش شکوفا شود و به یک انسان کامل واقعی تبدیل شود.

وضعیت ما در این دنیا مانند وضعیت کودک در رحم مادر است. کودک در رحم مادر نه ماه روند تکامل جنینی را طی می کند و برای تولد در این دنیا آماده می شود. دنیا رحم دیگر ما است و ما باید در این رحم خود را برای تولدی دیگر آماده کنیم.

با مرگ بدن، روح ما در عالم برزخ متولد می شود و بدن به خاک برمی گردد.

 

سوال دوم. کمال مطلوب انسان چیست؟

این سوال و پاسخ آن ما را وارد فضای علم و بیداری و کمال می کند. چون با این سوال وارد علم خودشناسی می شویم و خودشناسی است که ما را وارد خودسازی و راه کمال می کند. اگر این سوال برای کسی مطرح نشود یا دنبال پاسخ آن نگردد، به کلی در جهل و غفلت می ماند و گمراه می شود.

 

در پاسخ به این سوال لازم است وارد خودشناسی شویم و حقیقت انسان و کمال انسان را بررسی کنیم.

وقتی در این زمینه خوب بررسی می کنیم، دست آخر به این نتیجه می رسیم که انسان مظهر کامل تمام اسماء و صفات الهی و خلیفه خدا در روی زمین است.

بعد با کمی دقت متوجه می شویم: تمام امکانات و عوامل مثبت و منفی ای که در اطراف ما وجود دارد، مانند بدن، علم، عقل، دین ، فرهنگ ، هنر، تاریخ، ادبیات ، آموزش، پرورش، حوزه، دانشگاه و حتی اقتصاد، سیاست، حکومت، انقلاب، حتی شیطان و نفس اماره همه برای این است که ما انسان تر و کامل تر شویم.

 

سوال سوم. چگونه به کمال مطلوب (خلیفه اللهی) برسیم؟

پاسخ: چون انسان ظهور و خلیفه خدا است کمال اش هم در این است که به خدا نزدیک و شبیه شود تا بتواند مظهر اراده خدا باشد و مانند خدا ولایت و حکومت کند. پس راه رسیدن به کمال مطلوب انسانی قرب به خدا است.

مانند یک معاون که چون می خواهد همان کارهای رئیس را انجام دهد، باید به رئیس اش از جهت علم و قدرت مدیریت نزدیک و شبیه شود.

قوس نزول و صعود: ما از خدا آمده ایم و به خدا برمی گردیم. انا لله و انا الیه راجعون. والیه المصیر.

این صعود تنها یک حرکت روحی است، بدن ما درزمین استقرار دارد.

 بنابراین راه خلیفه اللهی قرب به خدا است. ما در اعمال دینی باید نیت قربت داشته باشیم تا صحیح و قبول و تاثیر گذار باشد.

 

 

 

 

سوال چهارم. خدا یعنی چه؟

پاسخ: خدا یعنی ذات "وجود" ساری و جاری در تمام هستی.

ذات وجود مبدا تاثیرگذاری در تمام هستی است. مبدا خلقت، مبدا ظهور، مبدا ربوبیت، مبدا علم، مبدا قدرت، مبدا ولایت، مبدا رازقیت، و خلاصه مبدا تمام تاثیرات در هستی و زندگی انسان.

خدا تنها مبدا تاثیر است. توحید. لا موثر فی الوجود الا الله.

خدا دارای اسماء و صفاتی است که از طریق آنها ما را خلق کرده و در عالم تاثیر می گذارد. ما حاصل ترکیب کاملی از صفات خداوند هستیم.

قرب ما به خدا هم از طریق همین صفات است. ما به ذات نزدیک می شویم، اما از طریق صفات. پس خداپرستی در حقیقت صفات پرستی است برای قرب به ذات.

مهمترین صفتی که انسان را به خدا نزدیک می کند، صفت علم است. العلم سلطان. علم سلطان عالم وجود است.

مثلا شما وقتی تحصیل می کنید در حقیقت دارید صفت علم را می پرستید و به خدا نزدیک می شوید.

عالم به خدا نزدیک است و به خاطر همین می تواند بر دیگران تاثیر بگذارد.

نتیجه و فایده این قرب و تاثیر پذیری انسان از خداوند، رسیدن به مقام تاثیر گذاری است که همان مقام خلیفه اللهی و ولایت است.

انسان کامل کسی است که مانند خداوند در هستی، در جامعه انسانی تاثیر رحمانی ایجاد کند. مانند امام خمینی رض که تاثیراتش بسیار گسترده بود و الان هم هست و معلوم نیست این تاثیرات تا چه زمانی ادامه دارد. العلماء باقون ما بی الدهر.

 

 

 

سوال پنجم. سازوکار رسیدن به قرب خدا چیست؟

پاسخ: سازوکار رسیدن به قرب خدا و کمال مطلوب انسانی، خودسازی است. فرق دین داری با خودسازی این است که دین داری یک مفهوم کلی و برنامه ریزی نشده است، ولی خودسازی نظام مند، ساختارمند وبرنامه ریزی شده است. 

 

 

سوال ششم. چرا خودسازی؟

چرا تنها انسان است که باید خودسازی کند و سایر مخلوقات موظف به خودسازی نیستند، چون این کار باید توسط خود انسان انجام شود، این مسئولیت به دلیل برتری انسان بر سایر مخلوقات به خود انسان واگذار شده است. دلیل واگذاری مسئولیت به خود انسان، برتری خاصی است که انسان بر سایر مخلوقات دارد.

این به خاطر تفاوت عظیمی است که انسان با سایر مخلوقات دارد. تفاوت انسان با موجودات دیگر در این است که آنها "خودگردان" نیستند و به صورت غریزی و توسط ملائکه و هدایت تکوینی خداوند، مسیر تکاملی خود را طی می کنند، ولی انسان به دلیل اینکه مظهر اراده خداوند است، درست مانند خداوند یک موجود "خودگردان" است. در روایت داریم که: (ان الله خلق آدم علی صورته).

به همین دلیل کمال اش هم در این است که خودش خودش را بسازد و مسئولیت داشته باشد. (در مورد خودگردان بودن انسان در بحث خودشناسی مفصل بحث خواهیم کرد)

خدای متعال مستبد و زورگو نیست که بگوید: شما باید مرا بپرستید، هر کس مرا نپرستد او را به جهنم می اندازم. خدای متعال انسان را کاملا مختار و خودگردان آفریده است و راه سعادت و شقاوت را به او نشان داده و تمام امکانات کمال را هم قرار داده است تا انسان با انتخاب آزادانه و مسئولیت خودش راه سعادت و بهشت یا راه شقاوت و جهنم را انتخاب کند.

تمام ارزش وبرتری انسان بر سایرمخلوقات به خاطر همین انتخاب آزاد و اختیاری است که خدای متعال به او داده است.

 

 

سوال هفتم: چرا خودسازی توحیدی؟

پاسخ: چون تنها راه قرب به خدا و شکوفایی کمال در انسان، خداپرستی است.

توحید یعنی پرستش خدای یگانه و مبارزه با شرک.

اسلام کارش را با این شعار شروع کرد: قولوا لا اله الا الله تفلحوا. رستگاری انسان در گرو توحید و نفی شرک است.

توحید عامل انحصاری شکوفایی هویت و کمال هویت انسانی است و شرک عامل اصلی تخریب هویت انسانی است.

این روش قرآن کریم است. شما اگر قرآن را بخوانید دائما انسان را از پرستش غیر خدا باز می دارد و به خداپرستی خالصانه دعوت می کند.

قرآن کریم داستان زندگی دو گروه کفار و مشرکین در مقابل گروه مومنین و موحدین است. روابط و درگیری ها و اخلاق و اعتقادات و منش و صفات و ویژگی های این دو گروه را بیان می کند.

روش قرآن خواندن باید توحیدی باشد. این نحو که ما قرآن می خوانیم صحیح نیست، چیز زیادی گیرمان نمی آید. قران از محجوریت خارج نمی شود. رب تال القرآن و القرآن یلعنه. قرآن کتاب توحید است. کتاب راهبردی است. باید راهبردی تلاوت شود. قرآن دو جریان تاریخی کفار و مشرکین در مقابل مومنین و موحدین را بیان می کند و نسبت به این دو گروه آگاهی و بصیرت می دهد تا شما بتوانید با شناخت و آگاهی انتخاب کنید.

ما از زمانی که بالغ می شویم مسئولیت و تکلیف پیدا می کنیم که وارد خودسازی شویم و این کار معمولا با نماز خواندن و روزه گرفتن شروع می شود، ولی خودسازی منحصر به نماز و روزه نیست.

 

سوال هشتم: خودسازی شرکی یعنی چه؟

پاسخ: خودسازی شرکی در مقابل خودسازی توحیدی است. اگر کسی خودسازی توحیدی نکند ناخواسته وارد خودسازی شرکی می شود. چون ما دو راه بیشتر پیش روی خود نداریم. اگر کسی خداپرست نشود، قطعا چیز دیگری را خواهد پرستید.

 

این حالت چطور اتفاق می افتد؟ اگر کسی سوال از هدف زندگی و خلقت انسان برایش مطرح نشود یا مطرح بشود، ولی دنبال پاسخ یابی آن نباشد. اصلا وارد فضای علم نمی شود. ورود به فضای علم و دانش حقیقی و معنوی از این سوال آغاز می شود.

از هدف زندگی که غافل شد، سوالات دیگر هم برایش مطرح نمی شود، در نتیجه نه خودشناسی می کند و نه وارد خودسازی توحیدی می شود.

چنین شخصی گاهی برای همیشه ناآگاه و غافل می ماند. در اثر این ناآگاهی و غفلت ناخواسته از مسیر توحید منحرف و وارد محیط شرک می گردد.

چرا؟

چون انسان فطرتا پرستشگر و کمال طلب است، همه مردم به دنبال کمال هستند، اگر مسیر سوالات بنیادین صحیح طی نشود؛ انسان در اثر جهل و ناآگاهی وغفلتی که به آن دچار است، به طور قطع در مصداق کمال به خطا می رود و خیال می کند که زندگی انسان محدود به همین زندگی بشری است و با رسیدن به دنیا و ثروت و لذت مادی و مقام و قدرت و مانند آن به کمال و سعادت می رسد.

این روند انحراف ادامه می یابد تا جایی که ممکن است خیال کند معیار انسانیت و کمال انسان چیزی جز پول و سرمایه و قدرت و شهرت و مانند آن نیست.

لذا برخی افراد ثروتمند گمراه، حتی آدم های فقیر و رعیت را انسان نمی دانند، وقتی می گویند فلانی فقیر است، یعنی انسان نیست و تنها ثروتمندان انسان هستند. در حالی که انسانیت یک خاصیت روحی است و ربطی به ثروت و قدرت مادی ندارد.

این انحراف بزرگترین و خطرناکترین انحرافی است که در زندگی بشر اتفاق افتاده و باعث شده اکثر انسان ها از مسیر انسانیت خارج شوند.

اگر انسان از جاده توحید و خداپرستی منحرف شود، به طور قطع، توسط شیطان شکار می شود و سر از کفر و شرک در می آورد و هلاک می گردد.

در کتاب‌ أربعین‌ جامی طبع‌ آستان‌ قدس‌ رضوی، ص‌ 22، از قول رسول خدا(ص)آمده: یَشیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ یَشِبُّ فِیهِ خَصْلَتانِ: الْحِرصُ وَ طولُ الامَلِ. فرزند آدم‌ پیر می‌شود و هر چه‌ به سوی پیری می‌رود به‌ موازات‌ آن‌، دو صفت‌ در او جوان‌ می‌گردد: یکی حرص‌ و دیگری آرزوی دراز.

این روایت به ما می گوید: انسان هر قدر پیرتر می شود حرص و فزون خواهی اش نسبت به دنیا بیشتر می شود و بیشتر دنبال ثروت اندوزی و قدرت طلبی و آرزوهای دراز دنیوی می روند. دنیا مانند آب دریا است که هر چه انسان بیشتر بنوشد تشنه تر می شود.

این انحراف مربوط به کسانی است که از هدف اصلی زندگی منحرف شده اند و خیال می کنند هدف زندگی و کمال انسانی رسیدن به دنیا، قدرت و ثروت و مانند آن است، اما انسان های خداجو و خداپرست از این انحراف خطرناک در امان هستند.

وقتی کسی وارد فضای علم آموزی و حقیقت جویی و خودشناسی نشود، در اثر کمال طلبی فطری، ناخواسته و به تدریج وارد فضای شرک، یعنی دنیاپرستی و نفس پرستی و پول پرستی و شهوت پرستی و انواع پرستش غیر خدا دچار می شود و از جرگه انسانیت خارج می گردد.

خودسازی توحیدی با علم و تحقیق شروع می شود، ولی برای وارد شدن به خودسازی شرکی، جهل و نادانی کافی است. خودسازی شرکی نیاز به علم و دانش ندارد.

فضای خودسازی و دین داری فضای علم به حقیقت است و فضای کفر و بی دینی، فضای جهل و بی خبری نسبت به حقیقت است.

 

در همین راستا گفتنی است:

فضای انقلاب دینی نیز فضای علم است و فضای دنیای غرب و سکولاریسم و لیبرالیسم، فضای جهل و بی خبری است.

نظام سلطه بر جهل مردم حکومت می کند و برای بقای خود نیاز به غافل سازی هر چه بیشتر مردم دارد، ولی نظام اسلامی بر انسان های عالم و دانشمند حکومت می کند. هر قدر مردم کشور ما عالم تر و بیدار تر باشند انقلاب اسلامی محفوظ تر است.

مهمترین آسیبی که انقلاب اسلامی را تهدید می کند عدم بصیرت و جهل مردم است. لذا رهبر انقلاب حفظه الله روی بصیرت مردم و جوان ها خیلی تاکید می کند.

اگر بصیرت باشد برای همیشه ماندگار خواهیم بود و اگر دشمن بصیرت مردم ما را از بین ببرد، انقلاب و حکومت اسلامی خدای ناکرده در معرض فروپاشی قرار می گیرد. 

 

سوال نهم: راهبرد شیطان برای انحراف انسان چیست؟

راهبرد شیطان به عنوان دشمن قسم خورده انسان، ترویج شرک است. یعنی انسان را به سوی دنیا پرستی و نفس پرستی و پول پرستی و نفس پرستی و قدرت پرستی و شهوت پرستی و انواع پرستش غیر خدا سوق می دهد، شیطان قسم خورده است که ما را از توحید و صراط مستقیم خداپرستی و انسانیت دور کند.

رب بما اغویتنی لاقعدن صراطک المستقیم و لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثرهم شاکرین. ? 16 و 17اعراف?

چرا؟ چون می داند که ریشه همه خوبی ها و کمالات انسان در توحید و خداپرستی و قرب به خدا است و به دلیل دشمنی، نمی خواهد انسان به اهداف انسانی خود برسد.

راهبرد شیطان برای گمراهی و دور کردن انسان از خداپرستی انتخاب کرده است، ترویج شرک است. این کار را با آموزش بت پرستی به بشر شروع کرد اما اکنون به شدت پول پرستی و شهوت پرستی را ترویج می کند. شرک بر عکس توحید ریشه تمام بدی ها در انسان است.

 

سوال دهم: درقیامت چه اتفاقی برای ما می افتد؟

پاسخ: از مطالب گذشته به این نتیجه رسیدیم که انسان در این دنیا سر دوراهی انتخاب خودسازی توحیدی و خودسازی شرکی قرار دارد.

روز قیامت، یعنی روز ظهور. در سوره حمد می خوانیم: مالک یوم الدین. قیامت یوم الدین است. یعنی روز ظهور جزای عمل انسان است. عمل انسان یا توحیدی است یا شرکی.

بنابراین قیامت روز ظهور توحید و شرک است. توحید دین ما است و شرک هم دین مشرکین است. ما انسان بی دین نداریم، مشرکین هم برای خودشان دین دارند. در قرآن کریم از قول پیامبر (ص) خطاب به کفار آمده: لکم دینکم و لی دین. شما دینی برای خود دارید و من هم برای خود دینی دارم.

قیامت روزی است که توحید به صورت بهشت و کفر و شرک به صورت جهنم ظاهر می شود. بهشت جایگاه و سرانجام موحدان و جهنم جایگاه و سرانجام مشرکان و کافران خواهد بود. قرآن کریم در آیات بسیاری سرانجام موحدان را بهشت و سرانجام کافران و مشرکان را جهنم معرفی می کند.

 

 

 

 

 


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 11:59 صبح

منظور از توحید :

منظور از توحید در این مباحث پرستش خدای یگانه و نفی هر گونه شرک و غیر پرستی است. مبنای توحید عملی که به آن اشاره شد، توحید نظری است.
 
در توحید نظری ما بر این اعقادیم که تمام تاثیرات عالم از خدای متعال است. لا موثر فی الوجود الا الله. به همین دلیل هم هست که باید تنها او را بپرستیم. زیرا فلسفه پرستش در انسان مبدئت تاثیر است. انسان معبودی را می پرستد که برای او اثر بخشی داشته باشد. حتی کسانی که بت می پرستیدند خیال می کردند که بتها خاصیت و اثر بخشی دارند، مثلا مشکلات آنها را برطرف می کنند یا بیماری های آنها را شفا می دهند و مانند آن.
 
اما در دین توحیدی مبنای اعتقاد بر این است که تنها خداوند مبدا تاثیر است و هیچ موجود و مخلوقی مستقلا مبدا تاثیر نیست.
 
این اعتقاد مبنای دعوت به پرستش خدای یگانه می باشد. ما خدای یگانه را می پرستیم چون تنها او را خالق و رازق و شافی و کافی و مربی و حامی و مبدا تاثیر می دانیم. 
 
بنابراین معنای توحید کاملا روشن است. در توحید نظری می گوییم: تنها خدا مبدا تمام تاثیرات در عالم و زندگی انسان است و در توحید عملی می گوییم: به همین دلیل - ایاک نعبد و ایاک نستعین- تنها خدای یگانه را می پرستیم و تنها از او کمک می خواهیم.
 
بر این اساس خودسازی توحیدی به این معنا است که انسان افکار و اخلاق و اعمال خود را از هرگونه شرک تخلیه نماید و در تمامی ابعاد خداپرست شود.
مبنای اصلاحات جامعه هم همین است. جامعه نیز باید بر اساس توحید سازمان دهی و اداره شود. برای اصلاح جامعه و داشتن جامعه ای سالم که جزء آرمان های بزرگ بشر است، باید آنرا از هرگونه افکار شرک آمیز و اخلاق شرک آلود و رفتار مشرکانه تخلیه و تمامی حوزه های علمی و عملی را به توحید و خداپرستی مزین نمود.


 
<      1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

جستجوی واژه ها

 

مدیر وبلاگ


آموزه - (خودسازی توحیدی!) khodsazitohidi@ کانال تلگرام

سید مصطفی علم خواه
به نام معشوق هستی. بنده سید مصطفی علم خواه، دانش آموخته حوزه علمیه، حدود سال شصت وارد حوزه علمیه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدی تهران و سپس در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل هستم، تاکنون دوره های مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلی، فلسفه و عرفان نظری را طی کرده ام و هماکنون در زمینه پاسخ گویی به سوالات دانشجویان مشغول خدمت به جوانان عزیز هستم.
 

حضور و غیاب

 

فهرست موضوعی یادداشت ها

بندگی[49] . خودسازی[46] . زندگی[44] . اخلاق[42] . عرفان[39] . سوال و پاسخ کوتاه[32] . سیاست[29] . نماز[27] . توحید[24] . خودشناسی[21] . اخلاق جنسی[18] . عشق[17] . گناه[16] . ایمان[15] . سوال و پاسخ کوتاه[13] . غفلت[12] . عبادت[11] . دعا[11] . اعتقاد[9] . توبه[8] . شناخت[8] . شیطان[7] . غیبت[7] . علم[7] . دنیا[7] . تربیت[7] . ازدواج[6] . احکام[6] . مذهب[6] . مرگ[6] . سیر و سلوک[6] . ولایت[6] . وظیفه[5] . معنویت[5] . ریا[5] . اجابت دعا[5] . خانواده[5] . توکل[5] . حجاب[5] . جامعه[4] . اخلاص[4] . امام زمان[4] . سلوک[4] . صبر[4] . عاشورا و عزاداری[4] . مراقبه[4] . عقل[4] . نماز شب[4] . نگاه[3] . والدین[3] . نهی از منکر[3] . غزلیات حافظ[3] . عادت[3] . عاشورا[3] . شوخی[3] . شرک[3] . ریاضت[3] . زیارت[3] . دین[3] . رمضان[3] . امید[3] . تبلیغ[3] . تصوف[3] . بصیرت[3] . انقلاب[3] . تفکر[3] . خدا[3] . حوزه و دانشگاه[3] . دروغ[3] . حیا[2] . حب دنیا[2] . حج[2] . خواب[2] . خداشناسی[2] . ارشاد[2] . تقوا[2] . حقوق[2] . چله نشینی[2] . توحیدی[2] . اهل بیت[2] . انتقاد[2] . انسان[2] . پرورش روح[2] . ترس[2] . اخلاق اجتماعی[2] . آخرت[2] . آرامش[2] . رزق و روزی[2] . دینداری[2] . ذکر[2] . رابطه با خدا[2] . زهد[2] . سعادت[2] . شخصیت[2] . شهادت[2] . شهوت[2] . سیر و سلوک[2] . شادی[2] . طلسم[2] . غضب[2] . فحش[2] . فکر[2] . فکر گناه[2] . قرب[2] . عمل[2] . عمل صالح[2] . عزاداری[2] . عزت[2] . گریه[2] . گذشت[2] . گناه و توبه[2] . معاشرت[2] . قلب[2] . کربلا[2] . کمال[2] . گوناگون[2] . هدف[2] . نماز صبح[2] . نفس[2] . مهدویت[2] . مهمانی . موسیقی . موفقیت . مومن . ناامیدی . نامحرم . نبوت . نسبیت . نفاق . نفرت . نفس اماره . نقش زنان . معیشت . مهار نفس . نماز قضا . نماینده،مجلس . همت و اراده . همسر . هنر . هو . هوس . واجب . نوحیدی . نیت . نماز جمعه . وحدت وجود . ورزش . ولایت فقیه . ولایت مداری . یاد خدا . کرامت، شفای بیماران . کربلا، عاشورا . لباس . لذت نماز . لعن . لواط . ماه رجب . مجادله . مجذوب، سالک . محاسبه . محبت . محبوبیت . محیط آلوده . مدپرستی، مدگرایی . کمال-خودشناسی-خودسازی . کینه . کم خوری . قلب سلیم . قهر . قیصر امین پور . کرامت . معرفت . معرفت خدا . معروف،منکر . معصومین . مسافرت . مسلمان واقعی . مصاحبه . گناهان صغیره . گرایش به بدی . گره در کار . عرفان کاذب . عریضه . عشق الهی . عشق مجازی . عصبانی . غذا خوردن . غرور . علم و عمل . عمر . عمره . قرب به خدا . قساوت . قضاوت . قطب . فنای فی الله . فیلم . قبر . قبولی عمل . قدرت . فطرت . فقر . غلفت . غم و غصه . طول عمر . ظرفیت . عاقبت به خیری . عبودیت . عجب و خودپسندی . شیعه . شیعه، شهادت طلبی . صحت عمل . صراط . صفات . صوفیه . طلبگی . طلبه . شادی و نشاط . شانس . سیره ائمه . سیاسی . سید حیدر آملی . سوال و پاسخ کوتاه 21 . شهید،شهادت . شناخت امامان . شخصیت ها . شرک . شکر . شلوار لی . سکس . سکولاریسم . سلامت . سلوک، عرفان، شیعه . سوء عاقبت . زیبایی . سالمندان . سالک، مجذوب . سختی ها . زبان . زنا . رابطه با دختران . رجبعلی خیاط . رحمت . رحمت خدا . دین داری . دین، وحی . خودسازی-رشد- . خودسازی-سیر و سلوک- . رضایت . رضایت خدا . رفاقت . روابط نامشروع . روزه . روشنفکر . آرزو . آرزوی مرگ . آزادی معنوی . ابتلا . آداب سلوک . احترام والدین . احضار ارواح . اخلاق اجماعی . اراده . اراده، گناه . ارامش . انتخاب، مجلس . امامان . امتحان . اعتماد به نفس . اعتکاف . اقتصاد . استجابت . استجابت دعا . استراتژی . اسلام . اسم ذات . اشک . اصولگرایی . تجلی . تجمل گرایی . تصوف و درویشی . تعادل . تغذیه . تفکر . پسر و دختر . پوشش . بصیرت- . بهشت، برزخ . بی نماز . بینش سیاسی . پائولوکوئیلو . پاکی قلب . پرخوابی . انسان، خوب و بد . انرژی . اهل بیت- . اولیای خدا . اینترنت . بخشش گناه . بخل .
 

مشترک شوید